سیف الحق غراوی؛ بهاره بهمنش؛ ابوالفضل طهماسبی؛ اسماعیل نامور
دوره 30، شماره 2 ، شهریور 1402، ، صفحه 302-317
چکیده
سابقه و هدفمقابله با عوامل تخریب مراتع و تلاش در جهت احیای این منابع به عنوان گامی اساسی و ضروری در راستای توسعه پایدار است. به طوری که تصمیمگیریها و برنامههای حفاظت از آن میتواند به کاهش روند تغییر کاربری و تصرفات کمک نماید. در همین راستا، تحقیق حاضر به واکاوی و تحلیل راهکارهای پیشگیری از تغییر کاربری و تصرفات اراضی مرتعی از ...
بیشتر
سابقه و هدفمقابله با عوامل تخریب مراتع و تلاش در جهت احیای این منابع به عنوان گامی اساسی و ضروری در راستای توسعه پایدار است. به طوری که تصمیمگیریها و برنامههای حفاظت از آن میتواند به کاهش روند تغییر کاربری و تصرفات کمک نماید. در همین راستا، تحقیق حاضر به واکاوی و تحلیل راهکارهای پیشگیری از تغییر کاربری و تصرفات اراضی مرتعی از دیدگاه کارشناسان در شهرستان گنبدکاووس استان گلستان پرداخته است. مواد و روشها این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی بوده که جامعه آماری آن را 45 نفر از قضات دادگستری، کارشناسان و نیروهای حفاظتی در سطح شهرستان تشکیل دادهاند که 40 نفر از آنها بر اساس جدول کرجسی مورگان به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخت بود. گویههای مربوط به آن از طریق پنج مصاحبه به صورت گروه متمرکز به دست آمد. به طوری که پس از حذف گویههای مشترک و غیرمرتبط، 25 گویه به عنوان راهکارهای حفاظتی از مراتع شهرستان جمعبندی و بر اساس آن پرسشنامه تنظیم و توزیع گردید. هر یک از گویههای مشخص شده در قالب طیف پنج گزینهای لیکرت مورد سنجش قرار گرفت. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات کارشناسان منابع طبیعی و پایایی آن نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 81/0 انجام شد. پس از جمعآوری و دستهبندی دادهها، از میانگین و انحراف معیار برای توصیف گویهها و اولویتبندی آنها در محیط نرمافزار SPSS25 استفاده شد. برای بررسی همبستگی درونی و دستهبندی کردن راهکارهایهای حفاظتی تغییر کاربری و تصرفات اراضی مرتعی در قالب چند راهکار و تعیین مقدار واریانس تبیین شده توسط هر یک از آنها، از تکنیک تحلیل عاملی از نوع اکتشافی استفاده شد. نتایج با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی، مقدار KMO و بارتلت به ترتیب برابر با 806/0 و 830/967 شده که در سطح 99 درصد اطمینان، معنیدار نشان داده شدند که حاکی از مناسب بودن همبستگی متغیرهای وارد شده در تحلیل بود. بر این اساس تعداد پنج نوع راهکار استخراج شد که در مجموع قادر به تبیین 074/71 درصد از کل واریانس متغیرها بودند. راهکار آموزشی- فرهنگی در پیشگیری از تغییر کاربری و تصرفات اراضی مرتعی در بالاترین و راهکار قانونی- کنترلی نیز در پایین درجه اهمیت قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که، گویههای «فرهنگسازی و اطلاعرسانی در پیشگیری از وقوع جرم» از استراتژی آموزشی- فرهنگی، «ایجاد فرصتهای شغلی، توانمندسازی و منابع درآمدی جایگزین برای جوامع محلی و دامداران» از راهکار حمایتی- خدماتی، «خصوصیسازی مرتع و واگذاری آن به دامداران دارای صلاحیت» از راهکار مدیریتی، «اجرای درست قوانین توسط سازمانهای اجرایی» از راهکار قانونی- کنترلی و «استفاده از پتانسیل بسیج جوامع محلی و مشارکت آنها در حفاظت از مرتع» از راهکار مشارکتی، با بالاترین مقدار بار عاملی بیشترین تأثیرگذاری را در راهکار مختلف حفاظتی بر جلوگیری از تصرفات مراتع داشتهاند. نتایج مربوط به آزمون تیتکنمونهای نیز نشان داد، تأثیرگذارترین راهکار در پیشیگیری از تغییر کاربری و تصرفات مرتعی مربوط به آموزشی- فرهنگی و کمتأثیرترین آن مربوط به مشارکتی بود. نتیجه گیری با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق، تمرکز بر فرهنگسازی و اطلاعرسانی با استفاده از فناوریهای نوین ارتباطی و شبکههای اجتماعی، پایش و ارزیابی دامداران و ایجاد فرآیندی کنترلی در جهت خنثی نمودن وقوع جرم در مراتع، به عنوان مهمترین راهبرد پیشگیری پیشنهاد میگردد. تدوین برنامهای جامع دوسویه که یک طرف مربوط به حمایتها و خدماتی دولتی باشد و طرف دیگر، مربوط به بسیج جوامع بومی و مشارکت آنها در فعالیتهای حفاظت، احیاء، اصلاح و بهرهبرداری اصولی از مراتع قرار گیرد، میتواند توصیهای دیگر در جهت کاهش تخریب در مراتع باشد.
محمدرضا شهرکی؛ خدیجه مهدوی
دوره 27، شماره 4 ، دی 1399، ، صفحه 763-771
چکیده
عوامل متعددی باعث تغییرات منفی در وضعیت کیفی و کمی مراتع میگردد که منجر به به سیر نزولی و تخریب شدید خاک، پوششگیاهی و در نهایت کاهش درآمد بهرهبرداران میگردند. دامداران و گلهداران به دلیل وابستگی معیشتی به مرتع، دارای تجربۀ بومی مدیریتی در این زمینه هستند. تحقیق حاضر نیز با هدف واکاوی شاخصهای مؤثر در روند نزولی مراتع ...
بیشتر
عوامل متعددی باعث تغییرات منفی در وضعیت کیفی و کمی مراتع میگردد که منجر به به سیر نزولی و تخریب شدید خاک، پوششگیاهی و در نهایت کاهش درآمد بهرهبرداران میگردند. دامداران و گلهداران به دلیل وابستگی معیشتی به مرتع، دارای تجربۀ بومی مدیریتی در این زمینه هستند. تحقیق حاضر نیز با هدف واکاوی شاخصهای مؤثر در روند نزولی مراتع از دیدگاه گلهداران مراتع قشلاقی شمال شرقی استان گلستان انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی بوده و به صورت پیمایشی، با روش نمونهگیری طبقهبندی شده تصادفی در بین گلهداران منطقه مورد مطالعه صورت گرفت. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. روایی ابزار تحقیق با استفاده از دیدگاه متخصصان و پایایی آن بر اساس نتایج ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای اصلی تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق را 461 نفر از گلهداران در دو نظام بهرهبرداری روستایی و عشایری تشکیل داده که 182 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که، گرایش نزولی مراتع توسط گلهداران بیشتر با شاخصهای دامی نسبت به شاخصهای پوشش گیاهی و خاکی، تشخیص داده میشود. بر اساس یافتۀ تحقیق، بین متغیرهای سن و سابقۀ دامداری گلهداران با دیدگاه آنها نسبت به تشخیص گرایش نزولی مراتع در سطح 99 و 95 درصد اطمینان رابطۀ مثبت و معنیداری وجود داشته است. همچنین نتایج به دست آمده از مقایسه دیدگاه گلهداران در دو نظام روستایی وعشایری نشان داد که، گلهداران عشایری نسبت به گلهداران روستایی نسبت به شاخصهای روند نزولی مراتع آشنایی بیشتری داشتهاند.
محمد اکرامی؛ رسول مهدوی؛ مرضیه رضایی؛ حسن وقارفرد؛ جلال برخورداری
دوره 27، شماره 3 ، مهر 1399، ، صفحه 577-595
چکیده
خشکسالی میتواند تولید پایدار و ثابت اکوسیستمهای طبیعی ازجمله مراتع را کاهش دهد. هدف اصلی این پژوهش، پهنهبندی آسیبپذیری خشکسالی مراتع در حوزه آبخیز پیشکوه استان یزد بوده است. در این پژوهش از سامانه اطلاعات جغرافیایی و روش تصمیمگیری چندمعیاره (AHP) استفاده شد. در این راستا، پارامترهای تأثیرگذار بر آسیبپذیری خشکسالی ...
بیشتر
خشکسالی میتواند تولید پایدار و ثابت اکوسیستمهای طبیعی ازجمله مراتع را کاهش دهد. هدف اصلی این پژوهش، پهنهبندی آسیبپذیری خشکسالی مراتع در حوزه آبخیز پیشکوه استان یزد بوده است. در این پژوهش از سامانه اطلاعات جغرافیایی و روش تصمیمگیری چندمعیاره (AHP) استفاده شد. در این راستا، پارامترهای تأثیرگذار بر آسیبپذیری خشکسالی مراتع منطقه مطالعاتی که شامل پارامترهای شیب، جهت شیب، بارش، بافت خاک و تبخیر بودند استخراج گردید و بهکمک (GIS) به لایههای اطلاعاتی تبدیل شد. پس از وزندهی لایهها از لحاظ اهمیت در آسیبپذیری خشکسالی در چارچوب تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM)، تلفیق و نقشه نهایی آسیبپذیری خشکسالی منطقه مطالعاتی تهیه گردید. همچنین بهمنظور کنترل و دقتسنجی نقشه نهایی، از مطالعات میدانی محدوده مطالعاتی نیز کمک گرفته شد. در پایان، نقشه تیپ غالب گیاهی مرتعی تهیه و با نقشه آسیبپذیری خشکسالی مراتع منطقه مطالعاتی همپوشانی انجام شد تا مقاومترین و آسیبپذیرترین تیپ گیاهی مرتعی شناسایی گردد. نتایج نشان داد که بیشترین وزن پارامترهای مؤثر در آسیبپذیری خشکسالی مراتع مربوط به پارامتر بارش مقدار آن برابر با 54/0 و کمترین وزن مربوط به پارامتر شیب با مقدار 061/0 است. براساس نتایج بدست آمده، نواحی شرقی، جنوبشرقی و جنوبی حوزه آبخیز پیشکوه دارای بیشترین میزان آسیبپذیری خشکسالی مراتع و تیپ Ar.au-St.ba.Sc.or آسیبپذیرترین تیپ گیاهی منطقه مطالعاتی است. بنابراین توصیه میشود منابع و راهکارهای مدیریتی بیشتری در مراتع آسیبپذیر بهمنظور حفاظت از خاک و پوشش گیاهی آن اجرا گردد.
پژمان رودگرمی؛ ناصر انصاری؛ ابراهیم فراهانی
دوره 18، شماره 1 ، خرداد 1390، ، صفحه 151-171
چکیده
واقعیتهای موجود بیانگر این مسئله هستند که منابع طبیعی کشور در حال تخریب میباشد و با شیوههای کنونی بهرهبرداری، این روند ادامه خواهد داشت. هدف این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر در تخریب منابع طبیعی تجدیدشونده از دیدگاه اجتماعی- اقتصادی در استان تهران بوده است که با جمعآوری اطلاعات از بهرهبرداران و کارشناسان منابعطبیعی استان ...
بیشتر
واقعیتهای موجود بیانگر این مسئله هستند که منابع طبیعی کشور در حال تخریب میباشد و با شیوههای کنونی بهرهبرداری، این روند ادامه خواهد داشت. هدف این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر در تخریب منابع طبیعی تجدیدشونده از دیدگاه اجتماعی- اقتصادی در استان تهران بوده است که با جمعآوری اطلاعات از بهرهبرداران و کارشناسان منابعطبیعی استان و ایجاد ارتباط با شاخص تخریب بدست آمده در تحقیق، عوامل تخریب منابعطبیعی استان بررسی شدند. بنابراین روش انجام تحقیق در این پروژه بر سه محور بررسی اسناد و مدارک، مطالعه میدانی و تحلیل دادهها استوار بود. برای تعیین عوامل مؤثر در تخریب، وضعیت منابع طبیعی (مراتع) از نظر تغییر سطح بین سالهای 1334 تا 1380 بررسی و مقایسه شد و همچنین شاخصی برای تعیین کاهش تولید علوفه در مراتع تهیه گردید. سپس با تهیه پرسشنامه نسبت به جمعآوری اطلاعات از جامعه بهرهبردار و کارشناسان در منابع طبیعی استان برای شناخت عوامل تخریب منابع طبیعی اقدام شد. براساس نتایج این پژوهش کاهش تولید علوفه در مراتع در مناطق کوهستانی (جنگلهای خشک و کوههای مرتفع) بیش از مناطق دشتی (استپی و نیمهاستپی) بود. بهطوریکه در مناطق دشتی مهمترین شکل تخریب بصورت تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی بوده که به کاربریهای عمرانی و کشاورزی تغییر یافتهاند. مهمترین عامل تشکیلاتی مؤثر در تخریب منابع طبیعی کمبود نیرو و امکانات برای کنترل عرصههای منابعطبیعی میباشد. از نتایج دیگر، رابطه محکم و معکوس بدستآمده بین وسعت اراضی کشاورزی تحت تملک بهرهبرداران از مراتع و میزان تخریب مراتع در هر منطقه میباشد. بنابراین طراحی و اجرای برنامه آمایشسرزمین در استان تأکید میشود، زیرا از عوامل اصلی در تخریب، تغییرکاربری اراضی منابع طبیعی میباشد