فرهاد فخری؛ سیدحسن کابلی؛ علی اشرف جعفری؛ پرویز بیات
دوره 26، شماره 2 ، تیر 1398، ، صفحه 388-399
چکیده
گیاه لگجی نقش مهمی در پویایی اکوسیستم مناطق خشک و نیمهخشک دارد. این گیاه مقاوم به تنشهای رطوبتی و دمایی، دارای فراوردههای مختلفی بوده و از نظر اقتصادی میتواند جایگاه مناسبی داشته باشد. توسعه کشت این گیاه مستلزم ایجاد شرایط مطلوب به منظور تولید نهال آن به روشهای ساده، کاربردی و ارزان است. این گیاه مقاوم به تنشهای رطوبتی و ...
بیشتر
گیاه لگجی نقش مهمی در پویایی اکوسیستم مناطق خشک و نیمهخشک دارد. این گیاه مقاوم به تنشهای رطوبتی و دمایی، دارای فراوردههای مختلفی بوده و از نظر اقتصادی میتواند جایگاه مناسبی داشته باشد. توسعه کشت این گیاه مستلزم ایجاد شرایط مطلوب به منظور تولید نهال آن به روشهای ساده، کاربردی و ارزان است. این گیاه مقاوم به تنشهای رطوبتی و دمایی، دارای فراوردههای مختلفی بوده و از نظر اقتصادی میتواند جایگاه مناسبی داشته باشد. توسعه کشت این گیاه مستلزم ایجاد شرایط مطلوب به منظور تولید نهال آن به روشهای ساده، کاربردی و ارزان است. یکی از مهمترین موانع در تولید انبوه نهال لگجی درصد جوانهزنی پایین بذر آن است. در این تحقیق با استفاده از روشهای علمی ارزان و ساده، بهترین راهکارها در افزایش جوانهزنی بذر بررسی گردید. به این منظور پس از جمعآوری بذر از تودههای محلی مناطق مختلف استان بوشهر، تیمارهای آمادهسازی بذر برای جوانهزنی اعمال شد. این تیمارها شامل، خراشدهی به وسیله سمباده، نیترات پتاسیم، آب گرم و اسید سولفوریک غلیظ در مقایسه با شاهد بودند. جوانهزنی بذرها در دو روش پتریدیش در انکوباتور و سینی نشاء در گلخانه انجام شد. نتایج نشان داد که درصد جوانهزنی با استفاده از تیمار نیترات پتاسیم در توده محلی طلحه و با روش سینی کشت بیشترین میزان (7/86 درصد) بود که نسبت به شاهد بیش از 41 درصد افزایش را نشان داد. حداکثر جوانهزنی در روش خراشدهی با سمباده 3/68 درصد در توده محلی کناری بود. همچنین سرعت جوانهزنی در تیمار نیترات پتاسیم در هر دو حالت سینی کشت و پتریدیش افزایش معنیداری نسبت به سایر روشها در همه تودهها داشت. ضمناً کاربرد اسید سولفوریک غلیظ و آب داغ موجب کاهش درصد و سرعت جوانهزنی در بذرها نسبت به شاهد شد. بنابراین بهترین تیمار به منظورافزایش جوانهزنی بذر لگجی استفاده از محلول نیترات پتاسیم است.
امیر ارسلان کمالی؛ امیرداود فروزنده؛ سید نورالدین طباطبایی؛ احمدرضا رنجبری؛ فرهاد فخری
دوره 21، شماره 4 ، اسفند 1393، ، صفحه 708-717
چکیده
این تحقیق، برای آگاهی از ارزش غذایی گیاه مرتعی Cenchrus ciliaris (پوشوک یا خورنال) و تغییرات آن در طول مراحل مختلف رشد، بهعنوان یکی از گیاهان غالب مرتعی استان، در 3 منطقه مرتعی دشتی (گمارون، کاکی و باشی) از آذر 1388 تا اردیبهشت 1389 انجام شد. برای این کار، نمونهبرداری از گیاه در سه مرحله رویشی، گلدهی و بذردهی، بهطور تصادفی و با استفاده از قیچی ...
بیشتر
این تحقیق، برای آگاهی از ارزش غذایی گیاه مرتعی Cenchrus ciliaris (پوشوک یا خورنال) و تغییرات آن در طول مراحل مختلف رشد، بهعنوان یکی از گیاهان غالب مرتعی استان، در 3 منطقه مرتعی دشتی (گمارون، کاکی و باشی) از آذر 1388 تا اردیبهشت 1389 انجام شد. برای این کار، نمونهبرداری از گیاه در سه مرحله رویشی، گلدهی و بذردهی، بهطور تصادفی و با استفاده از قیچی باغبانی انجام شد و از هر منطقه مرتعی، 30 پایه قطع و 10 نمونه از آنها برداشت شد. سپس، نمونهها خشک و آسیاب شده و سه نمونه از هر منطقه برای هر مرحله رشد، برای تعیین ماده خشک، پروتئین خام، خاکستر خام، چربی خام، NDF، ADF، لیگنین، انرژی خام، کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، سدیم، آهن، منگنز، روی، مس و قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و ماده آلی در ماده خشک به آزمایشگاه ارسال شد. برای آنالیز آماری، از طرح کاملاً تصادفی با 3 تیمار (مراحل رشد) و 3 تکرار (مناطق مرتعی) استفاده شد. نتایج نشان داد که پروتئین خام، NDF، ADF، فسفر، پتاسیم، قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و ماده آلی در ماده خشک C. ciliaris در مراحل مختلف رشد، تفاوت معنیداری (05/0P<) با هم داشت. با افزایش رشد، NDF و ADF آن افزایش، اما میزان پروتئین خام، فسفر، پتاسیم، قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و ماده آلی در ماده خشک آن کاهش معنیداری (05/0P<) یافت. پروتئین خام C. ciliaris درمراحل رویشی و گلدهی، میتواند نیاز نگهداری گوسفند بالغ 50 کیلوگرمی، میش بالغ 50 کیلوگرمی در 15 هفته اول آبستنی و بز 40 کیلوگرمی چراکننده در مرتع و در اول آبستنی را تأمین نماید. میزان کلسیم، پتاسیم، منیزیم، سدیم، آهن و منگنز این گیاه در مراحل مختلف رشد، بیشتر از حد بحرانی آنها برای گوسفند و بز بود، اما میزان فسفر و روی آن در هر سه مرحله و مقدار مس این گیاه (بجز در مرحله رویشی) کمتر از حد بحرانی آنها بود. بهطور کلی میتوان گفت که این گیاه بهویژه در مراحل رشد رویشی و گلدهی، برای استفاده دامهای چراکننده مناسب بوده و در صورت امکان باید نسبت به ازدیاد آن در مراتع مشابه اقدام شود.
اکبر قاسمی؛ حشمت .. حیدری؛ فرهاد فخری؛ داوود آزادفر؛ سید موسی صادقی
دوره 16، شماره 3 ، آذر 1388، ، صفحه 362-374
چکیده
پوشش گیاهی بهترین شاخص برای تشخیص و تشریح تغییرات محیطی است. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر خصوصیات فیزیکی- شیمیایی خاکهای بیابانی بر روی پوشش درختی انجام شده است. آبیاری با استفاده از سیلاب در جهت مدیریت پایدار، باعث تأمین آب و افزایش رشد گیاهان میگردد. به منظور رفتارسنجی تأثیر پخش سیلاب بر خصوصیات فیزیکی- شیمیایی خاک و به تبع ...
بیشتر
پوشش گیاهی بهترین شاخص برای تشخیص و تشریح تغییرات محیطی است. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر خصوصیات فیزیکی- شیمیایی خاکهای بیابانی بر روی پوشش درختی انجام شده است. آبیاری با استفاده از سیلاب در جهت مدیریت پایدار، باعث تأمین آب و افزایش رشد گیاهان میگردد. به منظور رفتارسنجی تأثیر پخش سیلاب بر خصوصیات فیزیکی- شیمیایی خاک و به تبع آن تأثیر روی پوشش درختی سه گونه بیابانی کنار، کهور پاکستانی و کرت، در سه قطعه با میزان ورودی سیلاب مختلف بعد از 11 سال اجرای طرح پخشسیلاب "ایستگاه تحقیقاتی پخش سیلاب تنگستان در استان بوشهر"، انتخاب گردید و هر قطعه به دو قسمت بالادست و پاییندست تقسیم شد. بعد در هر قطعه 6 پروفیل حفر و برخی از خصوصیات فیزیکی-شیمیایی خاک اندازهگیری شد. پوشش درختی (قطریقه، ارتفاع درخت و قطر تاج در دو جهت) به روش خوشهای با پلاتهای 1600 مترمربعی (40×40 متر)، در چهار جهت اصلی در اطراف هر پروفیل بررسی شد و اطلاعات حاصل از برداشتهای صحرایی و آزمایشگاهی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که پخش سیلاب (با توجه به عدم یکنواختی پخش) اثر متفاوتی در صفات مورد ارزیابی هر سه گونه داشته است و در مقایسه سطوح پخش سیلاب بیشترین اثر را روی ویژگیهای رویشی قطر یقه و قطر تاج داشته است و قطعه (1) بهترین وضعیت رویشی را داشت و نیز سطوح پاییندست از وضعیت بهتری برخوردار بودند. همچنین اثرهای متقابل قطعات و سطوح پخش سیلاب در قطر یقه، ارتفاع کهور و کرت و قطر تاج معنیدار بود. در نهایت،مقایسه خصوصیات خاک نشان داد که درصد شن، رس، سیلت، اسیدیته، هدایت الکتریکی، ازت، فسفر و پتاسیم در بین قطعات اختلاف معنیداری دارند که قطعه (1) از وضعیت بهتری نسبت به دیگر قطعات برخوردار است.
فرهاد فخری؛ و سید محی الدین جعفری؛ محمد خسروشاهی
دوره 14، شماره 3 ، آذر 1386، ، صفحه 391-402
چکیده
استان بوشهر با واقع شدن در بخش جنوبی ایالت زمین ساختی- رسوبی زاگرس، از نهشته های با سنگ شناسی رسوبی از نوع تبخیری و تخریبی تشکیل شده است. با توجه به اهمیت سازندهای چینه شناسی در بیابان زائی و شناسایی مناطق بیابانی، با استفاده از نقشه های زمین شناسی 1:250000 ، 1:100000 و 1:1000000 سازمان زمین شناسی کشور و شرکت ملی نفت ایران، و با مطالعه دقیق سنگ ...
بیشتر
استان بوشهر با واقع شدن در بخش جنوبی ایالت زمین ساختی- رسوبی زاگرس، از نهشته های با سنگ شناسی رسوبی از نوع تبخیری و تخریبی تشکیل شده است. با توجه به اهمیت سازندهای چینه شناسی در بیابان زائی و شناسایی مناطق بیابانی، با استفاده از نقشه های زمین شناسی 1:250000 ، 1:100000 و 1:1000000 سازمان زمین شناسی کشور و شرکت ملی نفت ایران، و با مطالعه دقیق سنگ شناسی و چینه شناسی حوضه های آبخیز استان و نیز آبرفتهای کواترنر، سازندهای مؤثر در تشکیل بیابانهای استان شناسایی شد و محدوده مؤثر بیابانی در بخشهای آبرفتی بر روی دشتهای استان بوشهرتفکیک و رقومی گردید. پس از تعیین سازندهای زمین شناسی شور و تبخیری در محدوده استان که تحت عنوان بیابانهای اولیه معرفی شده اند، با ترسیم شبکه زهکشی حوضه های آبخیز رودخانه هایی که حاوی سازندهای تبخیری بوده و سپس تعیین مناطق پایین دست سازندهای تبخیری که از طریق جریانهای سطحی به گچ و نمک آلوده شده اند، بیابانهای ثانویه استان تعیین شد. از تلفیق دو لایه یاد شده گسترش بیابانهای استان بوشهر مشخص شد. نتایج حاصل نشان داد که 1166620 کیلومتر مربع، (47 درصد) از مساحت کل استان را بیابانهای زمین شناسی به خود اختصاص داده اند که 592041 کیلومتر مربع را بیابانهای اولیه و 574579 کیلومتر مربع را بیابانهای ثانویه تشکیل می دهند. مهمترین عوامل چینه شناختی مؤثر بر بیابانی شدن استان بوشهر، سازندهای هرمز،گچساران، میشان و آغاجاری شناسایی شدند.
فرهاد فخری؛ محمد جعفری؛ محمدحسین مهدیان؛ حسین آذرنیوند
دوره 12، شماره 3 ، آذر 1384، ، صفحه 235-248